ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

خدایا

مامان: ابوالفضل بگو خدایا، ابوالفضل: خدا آ، مامان: ابوالفضل بگو بابا، ابوالفضل: بابا، مامان:ابوالفضل بگو خوب بشه، ابوالفضل:خو شه... التماس دعا جهت تغییر در فضای وبلاگت عکسهای آخرین پارک رفتنت قبل از این اتفاق و برات میذارم که بیشترشو خاله منا و خاله مریم زحمت کشیدن انداختن... مامان جون  و ابوالفضل گل خاله مریم مصمم در آموزش بالارفتن از بلندترین سرسره ی پارک به پسری تلاش در ارتباط با دیگران و داستان مصور کودکان و کتری در پارک از این بالا هم کل خانواده رو صدا می کنی، ندا ، مامان...
30 فروردين 1392

32 ساله

مامان ندا هم 32 ساله شد، یه مامان 32ساله، ایشاالله روزی برسه که خودت برام پست تبریک بذاری گلم، خودت بگی مامان ندا تولدت مبارک، مبارکه مبارک... این کیک هم محسن عزیزم برام گرفت، ممنونم... پسملی چه می کنی با کیک مامان؟! متاسفانه همون شب 24فروردین محکم خوردی به میز و کلی گریه کردیم، لبت زخم شد،بمیرم برات... شبش هم مادرجون و عمه زینب اومدن خونمون، اینجا هم با هومن مشغولی... یاد گرفتی که از تخت هم بالا بری... زینب جون هم دیروز اومد خونمون... با زینب کلی بازی کردی... اینجا هم سر تو کلاه تازه ی بابا... ...
26 فروردين 1392

جوجو

جوجوی مامان... اینم شد برای خاله مریم، مبارکه خاله... خونه ی عمه زینب،22فروردین،بالای تخت هومن... یاد گرفته بودی از این پله چطور بالا می رفتی... اینم پسرعمه هومن... بغل دایی هادی، کیف می کنی با دوچرخه سواری... ...
24 فروردين 1392

خداحافظی

عمه سلیمه بعد از دوماه میخوان برگردن آلمان، ما هم رفتیم خداحافظی... این پازل ها رو خریدیم که خونه ی عمه سرگرم باشی... حیاط خونه ی عمه فهیمه... ...
21 فروردين 1392

وبلاگ دو ساله

وبلاگ ما، دوسالگیت مبارک، ایشاالله صد ساله شی... در حال دیدن پنگول... دنیای ابوالفضلم دایی هادیه مهربون... دنیای مامان ندا، ابوالفضل گلم... قربون پاهای کوچولوت برم من... ...
20 فروردين 1392

بیست ماهه ی گلم

الهی که قربون بیست ماهه ی گلم برم من... این کیک و بابامحسن به مناسبت بیست ماهگیت گرفت، دستش درد نکنه، شمع بیست نداشتیم شمع یک گذاشتیم ، چقدر هم ذوق کردی با شمع و فوت کردنش... آخه تو این سویی شرت چیکار می کنی؟! ...
17 فروردين 1392

مبارکه مبارک

سلام سلام سلام، سال یک هزارو سیصدونود و دو هجریه شمسی مبارک، مبارکه گلم، دوستان عزیزم سال نوی شما هم مبارک، امیدوارم سالی سرشار از خیر و برکت و شادی داشته باشید... خوشحالم که یک ساله دیگه رو با تو شروع کردیم، عزیزم امیدوارم بهارهای قشنگی و با چشمان قشنگت ببینی و شادی و با تمام وجودت حس کنی... سالی که گذشت سال خیلی خوبی برامون بود، تو این سال تونستیم کلاسهای عکاسیمون و تموم کنیم و برای آینده ی شغلیمون تصمیم مهمی بگیریم، تو این سال دایی حسن و زندایی صبا ازدواج کردن و رفتن خونه ی خودشون، تو این سال خاله مریم هم عشقشو پیدا کرد،خاله مریم و عمو مهرداد  ارشد قبول شدن،خاله منا و خودمون هم خونه دار شدیم... خدا رو شکر که سالی پر از خیر و برکت د...
12 فروردين 1392
1